دلگیرم از هجرت تو
دلتنگم از غربت تو
در خلوت این انتها
در یلدایی ترین شبها
بی صدای همهمه، شکستیم
بی سرا، همه نشستیم ...
خاطرات باز ورق خورد
ناتوانی، غم و تنهایی رقم خورد
آه ! ای کاش یلدایی نبود
نه ...
ای کاش تو باز بودی ...
روزی که مردم
بر خاک گلویم، دسته خاری خشکیده گذارید ...
و یک سبد پر از خاشاک ...
و جامی پر از آب کرخه
و بر صفحه ی سینه ام
مظلومیت خار
معصومیت سنگ
مجذوبیت آب
و احساس درخت کنار ...
بی وصیت خاموشم و بی صدا ترکم گویید؛
و آب به خاکم بپاشید
تا ...
باز، روزهای همیشگی من تکرار شود ...
دو روزه که هوا بارونیه. من که بارون خیلی دوست دارم؛ البته خیلی ها بارون رو دوست دارند...
کوچیک شده بارون توی ما آدما هم هست که بهش میگیم اشک !!!
اشک مثه بارون می مونه، خیلی چیزا رو پاک میکنه و بعضی از رسوبات درون آدما رو با خودش حمل میکنه و بیرون میندازه.
اشک و بارون خیلی چیزا رو پاک میکنن یا صاف میکنن ولی دستشون به خاطره های آدمی نمیرسه ؟!؟
حالا یه سوال از تو دارم:
میتونی واسا یه ساعت، بارون من بشی ؟
نگاه تو
بی پاسخ
سایه به سایه،
که از دریچه ی نگاهت می گذرم
خالی از هر نیازی
تو ... اشکم می ریزی !!!
در نگاه تو
درختی است که شاخه هایش همه سوزانده ای؛
تو
برگ هایم همه سوزانده ای !!!
لیکن
من،
هنوز بی اختیار،
درخت خشکیده را،
برگ و باری تازه می سازم
تا _ ای توسن _
دوباره، شاخه هایم بسوزانی !!!
من از نگاه تو سلام را زنده می کنم ...
سلام مرا پاسخش، تو بگو ...
تو بگو ...

اینکه سیگار چیزه خوبی نیست و مضرات زیادی داره و ممکنه از طریق سیگار کشیدن با افراد ناباب آشنا بشی و ... و ... همگی درست.
ولی تو مملکت ما وقتی سیگار میکشی بیشتر افراد _ به ویژه خانم ها _ درجا نظرشون نسبت به شما تغییر میکنه؛ معلومه که تغییر در جهت مخالفه.
حتی میگن فلانی سیگاری شده و مشکل اخلاقی هم پیدا کرده !؟!
باید به سیگار عادی نگاه کرد، نه مساله رو بزرگ کنیم نه خیلی بی اهمیت جلوه بدیم؛ مثه باقی مردم دنیا !
من که سیگار میکشم اگه مشکلی هست :
1_ به بابا و مامانم اطلاع بده.
2_ یه شکایت قضایی تنظیم کن.
تاری می آویزم
تا که،
بی صدا در من بگذری ...
تا که،
بی صدا در من بروی ...
آری
در غار تنهایی خویش،
تاری می آویزم
تا که،
هیچ گاه نفهمی در من چه گذشت ...
تا که
در باران گریه هایم
هیچ گاه
چتری نخواهی ...
آری
در غار تنهایی خویش
پرده ای می آویزم
تا که
خاموشی من، نبینی ...
امشب را، خوب در خواب چشم هایت می گذرانم
شاید _
شاید _ فردا در دادگاه بی وفاییت
به حلقه ی دار آویخته شوم؛
امشب را خوب در خاطر بسپار !
در زمانهای بسیار دور برای خانواده ای اصیل و پارسا، پس از چندین سال انتظار دو پسر دوقلو به دنیا آمدند.بچه ها در قیل و قال نوجوانی بودند که پدر و مادرشان دار فانی را وداع گفتند و نتوانستند برخی از اعتقادات و رسوم را به فرزندانشان بیاموزند.
دوقلوها بزرگ شدند و هر کدام دنبال زندگی خودش را گرفت.یکی از آنها روز کار میکرد و شب روزیش را میگرفت و دیگری شب را کار میکرد و روز، روزیش به دستش میرسید.
گذشت و گذشت تا یکی از دوقلوها مرد و درست پس از مرگش، زندگی برادرش از هم پاشید ... ؟!؟
...
زندگی گذر از پلی معلق است بین دو هیچ: تولد و مرگ
... !
شاید سخت باشه حرفایی بشنوی که خلاف میل تو باشه اما سخت تر از همه اینه که حرفی بزنی که خلاف میلت باشه، اونو باور نداشته باشی، دلت رضا نباشه،توی مرام و اعتقاداتت نگنجه یا حتی مجبور باشی که اینطور بگی، بشنوی و وانمود کنی.
وانمود کردن کار کثیفیه؛ آخه میشی بازیگری که زندگی بهش دیکته شده، تحمیل شده.
سالهاست که به این مرض مبتلام وهر کاری ...
خوب: واسا همینه که خودت و وبلاگتو بیچاره ساختی !
بد: ول کن بابا ! دمو دریاب که غنیمته! ساده ایی لو ...
زشت:همه ی آدما به این مرض دچارن و نمیدونن.تازه همین که فهمیدی خیلی ...
سخته کسی رو دوست داشته باشی و عالم و آدم باعث شن که بهش نگی دوسش داری؛ جالب تر اینکه جوری دیگه وانمود کنی ...
خوب: خاک بر سر خرت کنن، بهش بگو که دوسش ...
بد: بادا بادا مبارک بادا ...
زشت: کار خوبی کردی، به پرستیژت بر میخورد؛ اگه میگفت نه اونوقت خیلی کوچیک میشدی ...
دردناکه که ادای آدمای زرنگ، باهوش، مهربون، موفق و ... دربیاری در حالی که ...
خوب: به روز نیک کسان غم مخور زنهار
بسا کسا که به روز تو آرزومندست
بد: تا حالا ادای تنگا رو درآوردی؟ ... هرهرهر ...
زشت: دوباره میگم ولی این دفعه خوب گوش کن همه اینطورین ولی ...
تحملش مشکله که همیشه یه ضمیر سرزنشگر و نیچارزن هی ملامت کنه و بگه خاک بر سرت، احمق و ... و ... و...
اگه مدتی رهات کنه خیلی خوب میشه، حس عجیبی بهت دس میده؛ سخت که بگی چه حسیه ولی میتونه مثه کندن جنین نامشروع بدون کمک کسی باشه !؟!
خوب: منظورت منم ؟!؟ خودم میدونم؛ هر چی میگم واسا خودته! دیوونه خوبیتو میخوام ...
بد: طفلکی جنین! راستی پسر بود یا دختر؟ اگه خارج بودی تا دلت میخواست میتونستی سقط جنین کنی !
زشت: فقط من به فکرتم، چه فایده که قدرمو نمیدونی ...
دیوونه شدم! شما رو به اونیکه میپرستید قسم دیگه بسه؛ دیگه ولم کنید. راستش کم آوردم، دهنمو ...
خوب: فقط حرف نزن نشون بده که ...
بد: تحویلش که نمیگیریم هیچ، واسا خودش پیتزا با نونه اضافه هم سفارش میده! واقعا ًکه ...
زشت: خلایق هر چه لایق ...
وقتی خودت نیستی مثه اینه که بختک به جونت افتاده و میبینی ولی هیچ غلطی نمیکنی !؟!
... مثه اینه که سیاه باشی اما خودتو س ب ز جا بزنی !!!
خوب: فرزند خصال خویشتن باش!
بد: س ب زه س ب زم ریشه دارم من درختی استوارم
زندانی 30یا30 آزاد باید گردد ...
زشت: خره اگه یوخته فیزیک بلد بودی میفهمیدی که این نوری که از چشمت خارج میشه و برمیگرده باعث میشه که رنگو تشخیص بدی؟!؟
در واقع رنگ وجود نداره فقط نوره نور مجید ...
یک هفته دیگر:
دیدگاه فمینیستی یک دوشیزه ی محجبه ی گیس بریده:
وقتی خودت نباشی مثه اینه که بر خلاف جریان آب شنا کنی!
آخرش چی میشه؟ خسته میشی و کم کم غرق میشی ... قولوپ قولوپ قولوپ ... اوغ!
نقطه عطف دیدگاه فوق: گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دله تنگه
یک ماه دیگر:
دیدگاه نامزد سابق دوشیزه ی محجبه ی گیس بریده:
وقتی خودت نباشی مثه اینه که شناکنان بری وسط آب بعدش وانمود کنی که شنا بلد نیستی!
نظر کارشناس مربوطه: قبل از شنا، استعمال مواد مخدر توهم زا و روان گردان صحیح نیست و حرام نیز میباشد.
یک سال دیگر:
کنگره شاعران وطن فروش با دیدگاه الحادی و زاویه دار نسبت به گفتمان آزادی انسان:
خود شکن ای گوهر اسرار تن
تا که شوی رها از این پیرهن
من نبدم راضی به این حال زار
دل بکن و جای دگر کن وطن
نگاه نقادانه به شعار کنگره:
بر اساس بیت(2 مصراع) کریمه ایی که در ذیل خواهد آمد و مورد قبول بزرگان شیعه و اهل تسنن نیز میباشد میتوان به متدین بودن برگزارکنندگان این کنگره شک نمود:
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
یک تولد(دنیا) دیگر:
آخ جون! راحت شدم.
خدا به من عقل داده بود ولی نمیدونستم؟!؟
خدایا منو ببخش
خدایا دیگه اشتباه نمیکنم
خدایا همه ی داده هایت رحمتند و نداده هایت حکمت! اینو هیچوقت از یادم نبر!
آمین